۱۳۹۳ بهمن ۱۰, جمعه

استقبالی در قد و قواره یک تیم قهرمان !

استقبالی در قد و قواره یک تیم  قهرمان !

 با تماشای  استقبال برنامه ریزی شده در فرودگاه امام خمینی ! به یاد شش ماه پیش و جام جهانی 2014 برزیل افتادیم که اتفاقی حیرت انگیز و عجیب و غریب در تاریخ فوتبال نه تنها ایران بلکه  جهان به نمایش در امد . وقتی تیم ملی فوتبال ما با یک گل از آرژانتین شکست خورد  مردم از خانه ها بیرون ریختند و رقص ،  پایکوبی و شادی کردند  تا برای اولین بار در فرهنگ ورزش دنیا ببینم و بدانیم که به دنبال شکست هم می توان شاهد جشن یک ملت بود !!




استقبال یکی دو هزار نفری و شعار کی روش کبیر در فردوگاه امام خمینی به واقع ادامه همان نمایشی بود که در پی شکست از آرژانتین شاهد ان بودیم تا بار دیگر به عمق سقوط و حقارت احساسات در دوران سیاه جمهوری اسلامی پی ببریم  !
ریشه های این حرکات  بی نظیر در ورزش جهان  بدون برو بر گردد به زندگانی ایرانی ها در 36 سال گذشته بر می گردد که ملتی همیشه  ،باید میان بد و بدتر دست به انتخاب بزنند و هرگز به دنبال حق و حقوق شایسته و بایسته خود نباشد .




وقتی مردم ازادی را در حکومت جمهوری اسلامی در یک وجب بالا و پایین شدن روسری  و حجاب خود بدانند و اگر اجازه پیدا کردند که روسری را چهار انگشت به بالا ببرند  احساس ازادی خواهند کرد ،  اصلا جای شگفتی هم نخواهد بود که با شکست به خیابان و فرودگاه بیانید و ابراز شادمانی و رضایت کنند  مردم  هرگاه که هردلار امریکا در ایران از 3500 تومون به 3450 تومن برسد  بسیاری خبر خوش به یکدیگر میدهند و می گویند که دلار امد پایین و ارزان شد .یا   وقتی عادل  فردوسی پور تو برنامه اش میگه شیر اینترنت را باز کنید و فرداش در تمامی   سایت همه  میگن دیدی چی گفت ؟ دمش گرم

در چنین بساطی شاید هیچ تعجبی نداشته باشد که کورش بزرگ را  به فراموشخانه تاریخ بسپارند و در فردوگاه امام خمینی فریاد کی روش کبیر سر بدهند !!....امیر برادران


قهرمانی در جام ملتهای اسیا 47 سال پیش !

این تصویری ازویزه نامه مجله  کیهان ورزشی در تاریخ 30 ادریبهشت  سال 1347 که به مناسبت قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران  در چهارمین دوره جام ملتهای اسیا به چاپ رسیده است .
 در آن زمان کیهان ورزشی تنها رسانه ورزشی در ایران بود که نقشی پر رنگ در بازتاپ رویدا های ورزشی و راه و وروش ورزش ایران  داشت  در این شماره کیهان ورزشی تصویری تاریخی روی جلد به چاپ رسیده که جام قهرمانی بر فراز دستهای حسن حبیبی کاپیتان خوش نام و با شخصیت تیم ملی  دیده می شود!




تیترها و عکسها  در این ویژه نامه  ، نشان از  حال و هوای سرزمین ما پس از قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در آسیا دارد . جوانان امروزباید  بدانند  که در ان زمان کشور ما دارای چه فضایی بود و شادی و نشاط با جان و دل مردم عجین بود کیهان ورزشی در ان زمان نوشت :
 دیبشب تهران نو باران بود !
   جام فوتبال اسیا به ایران شادی بخشید!
  یک جام پاداش ، عشق مردم به ورزش !

 با همین چند خط احساس می کنیم که ایران ما در پیش از انقلاب به اصطلاح اسلامی  با چه حال و هوایی همراه بود و حالا وقتی شکست های پی در پی فوتبال در استرالیا  به نمایش در می آید ،  یک مربی بنام کارلوس کی روش ، هم جنس با گرداندگان جمهوری اسلامی این چنین شعار میدهد  تیتر رسانه ها می شود :


مردم ایران قهرمان جام ملتهای  اسیا هستند !!!

 براستی کی روش کبیر در باره مردم ایران چکونه فکر میکند ؟!

۱۳۹۳ بهمن ۴, شنبه

جام ملتهای اسیا و نقطه های مشترک فوتبال و جامعه امروز ایران !

فوتبال در علم جامعه شناسی نیز دارای مقام و مکانی ویژه است و بسیاری از جامعه شناسان اعتقاد دارند که  برای آشنایی و شناسایی  اوضاع و احوال  هر کشوری می توان به سراغ و مطالعه  فوتبال  آن کشور رفت  تا همچون یک آینه  به تماشای  چند و چون  شرایط  اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ان سرزمین  پی برد . حال و هوای  عمومی جامعه ایران در طول این سالهای گدشته عینا در فوتبال هم وجود دارد و به خوبی دیده می شود . سالهاست که اگر کسی انگشت روی واقعیت ها و حقیقت های حاکم بر ایران و مردم ایران بگذارد  بلافاصله  از سوی  حکومت او را متهم می کنند به اینکه باعث تشویش اذهان عمومی شده و امنیت ملی را به خطر انداخته است !



 اغلب زندایهای سیاسی  در تمام سالهای اخیر با همین اتهام دردادگاه های   یک ساعته محکوم شدند و اگر اعدام نشده باشند ، باید سالهای بسیاری در زندان باقی بمانند !



 همین داستان در فوتبال نیز عینا دیده  می شود و اگر کسی نسبت به اداره و بازیهای تیم ملی فوتبال ایرادی بگیرد و انتقادی بکند  بی درنگ  از طرف خیلی ها به وطن فروشی و دشمنی با تیم ملی و حتی مردم ایران مهتم می شود ! براستی در چنین اوضاع و احوال خفقان آوری  چگونه می توان حرف حساب را به میان آورد و سره را از ناسره به قول معروف جدا کرد .




فوتبال زیبا نیاز به اندیشه های زیبا و حال و هوای طبیعی دارد که نه تنها فوتبال ما که کل مملکت خیلی وقت است خالی از این ارزش های سازننده به نظر میرسد و خدا کند این بار انصافی وجود داشته باشد و نشان دادن واقعیت و حقیقت باعث آن نشود که تیر های  سطحی نگر ها روانه اینه  گردد.....امیر برادران 

۱۳۹۳ دی ۲۶, جمعه

ضعف ها و قوت تیم ملی !


تیم ملی خیلی خوب دفاع میکند و دلیل این کار هم  نزدیک بودن هافبک ها به دفاع ها است  که در موقع دفاع پر تعداد هستند . بزرگترین مشکل ما در خط  میانی است که یک بازیکنی که بتواند پاس های تو در بدهد ، وجود ندارد و نبودن  مجتبی جباری کاملا احساس  می شود !




مسعود شجاعی هر موقع صاحب توپ می شود فقط نکونام و تیموریان را می بیند در حالیکه  او باید در این شرایط روب جلو حرکت کند و نوک حمله تیم را تغذیه کند . خط میانی ما از پنج بازیکن تشکیل شده که سه تا انها ( نکونام ، شجاعی ، تیموریان ) بالای  سی سال هستند  و برای همین در ده دقیقه آخر بازی آن توان لازم را ندارند !
تیم ما بسیار کند است و در بازی با قطر دیدیم که نتواستند در ده دقیقه اول بازی از اشتباهات قطریی ها استفاده کند و راحت دو گل بزنند !

در این بازیها تا امروز ،  امارت از ما جلوتر است با همان دو حریف بازی کرده که ما بازی کردیم اما با تفاضل گل بهتر در صدر گروه قرار دارد  و اگر مساوی کند تیم اول است و ما  فقط و فقط با برد جلو امارت می توانیم ثابت کنیم که تیم برتر بودیم . از همین بازی امارات بازیهای سخت ما آغاز می شود و باید در فکر بردن بازیها باشیم و حالا پرسش اینجاست اگر با این شرایط خط هافبک ما بیشتر در حمله شرکت کند ، آیا هنوز دفاع ما می تواند خوب کار کند؟

بازی با امارات  شبیه بازی با بوسنی است و ما باید به برد برسیم نتیجه مساوی یا شکست یعنی بازی با تیم سرعتی ژاپن که دقیقا از نظر سرعت نقطه مقابل ما هستند !
تیم ما همان تیم جام جهانی است  با دو تغییر ،  که یکی از آنها  ( پور گنجی -22 ساله ) فقط به خاطر صدمه دیدگی  پژمان منتظری در تیم جای گرفته و دیگر بازیکن جدید  غفوری که 27 ساله است که برای جام جهانی بعدی 31 ساله می شود !!


با همه این مسائل امید واریم که تیم ایران اول گروه شود تا شاید بتوانیم به یک مرحله بالاتر صعود کنیم و فراموش نکنید  که سقف آرزوها در این 36 ساله بسیار پایین آمده است و برای خیلی ها در جمع چهار تیم بودن ، پبروزی است ‍! 




سردارازمون یک پدیده  است و امیدواریم این بازیکن جوان  به سرنوشت بسیاری از پدیده دیگر فوتبال ایران دچار  نشود . او باید انگیزهای خود  را بالا ببرد ، کاری که ظاهرا قوچان نژاد نکرد و دیدیم که چقدر با شش ماه پیش تفاوت دارد!....امیر برادران

۱۳۹۳ دی ۱۸, پنجشنبه

حکایتی بی پایان در فوتبال و جمهوری اسلامی !

بازهم فوتبال در جمهوری اسلامی قرار است در یک زمین سفت گام بگذارد و واقعیت  خود را  نمایش دهد  تا بیش از پیش بدانیم که  با چه بساطی دست به گربیان هستیم . هنوز زنگ آغاز جام شانزدهمین دوره جام قهرمانی فوتبال ملتهای آسیا  به صدا در نیامده  است که آه و ناله برای آمادگی سازی افکار عمومی از شکست احتمالی به گوش میرسد و مثل همیشه  مسئولان امر راه فرار از مسئولیت را در پیش گرفتند  !


فدارسیون فوتبال به عنوان متولی و مسئول اول از عدم همکاری و همیاری وزارت ورزش در راه تدارکات و آماده سازی تیم ملی می گوید و در این میان کارلوس کی روش نیز تا آنجا به چند و چون رهبری در جمهوری اسلامی اگاهی پیدا کرده  تا از دشمنان بگوید که نمی خواهند شاهد پیروزی و قهرمانی فوتبال ایران باشند !!!




 حکایتی بی پایان در جمهوری اسلامی که همیشه به هنگام حضور در میدان رقابت از زبان این مسئول و آن مسئول در مافیای حاکم بر آن سرزمین شنیده می شود تا هیچکس در پی شکست پاسخگوی ملت نباشد !......امیر برادران

۱۳۹۳ دی ۹, سه‌شنبه

به بهانه کناره گیری علی کریمی از همراهی با کی روش و فدارسیون کفاشیان ، خیانت نکردن یعنی بزرگترین خدمت !



به بهانه کناره گیری علی کریمی از همراهی با کی روش !

 خیانت نکردن یعنی بزرگترین خدمت !



 در روزگاری که از در و دیوار ایران خیانت و خیانت کار می بارد ، بزرگترین خدمت آن است که خیانت در کارکسی نباشد  و همین نگاه را علی کریمی با این نوشته :
 «اگر نمی توانی خدمت کنی، برو تا خیانت نکنی
داشته است .



این بزرگ فوتبال ایران به موقع دریافت که باید خود را از این گندآب  کنار بکشد و لحظه ای نمی توان از سیستمی  سراسر فاسد انتظار نقطه ای دلنشین  داشت . در این رهگذر محمد خاکپور نیز بی گمان با عشق به خدمت  گام به فدارسیون ناپاک کفاشیان گذاشته است و امید که این چهره خوشنام هر چه زودتر بداند که باید از این بساط پر از فریب و نیرنگ پا به بیرون بگذارد و خیانت نکردن را بزرگترین خدمت تلقی کند . نگاهی به کارنامه سیاه و ننگین جمهوری اسلامی گویای ان است که عشق را باید در پستوی پنهان کرد تا پاکی را برای فردا نگه داشت و عزیزان مثل کریمی و خاکپور باید همواره  اگاه و بیدار باشند که بزرگترین عاشقهای فوتبال ان سرزمین یعنی بیژن معتمدی ،  هادی طاووسی ، غلامحسین نوریان ، سهام میر فخرایی ، محمود حقیقان ، حسن حبیبی  و .....سالهاست که گوشه نشینی را برگزیدند و با وجود یک دنیا عشق به آن سرزمین هرگز تن به دعوت های از این سو آن سو ندانند که باید کلاه را به نشانه احترام به آنان از سر برداشت .




تجربه و زندگی در جمهوری اسلامی به هر انسان شریفی نشان داده  که به شرط پایبندی به اصول اخلاقی  و ارزشهای والای آدمی می توان حتی در دوران سیاه جمهوری اسلامی  نیز خوشنام و محترم باقی ماند و تنها راه دستیابی به این جایگاه این است که با گندآب حاکم در ان سرزمین همیشه افسرده همراه و همگام نشوی . اینگونه است که هنوز هم در آن شهر شماری انسان محترم و خوشنام حضور دارند و هیچکس به جز خود آنان نمی تواند این جایگاه شایسته را از آنان بگیرد .


برای پایان این نوشته به یاد آن جمله در پشت صندلی طبقه دوم اتوبوس شرکت واحد در همان سا لهای اول جمهوری اسلامی میافتم که شخصی نوشته بود : 

گندآبی به راه افتاده و تو اگر ایرانی هستی ، مواظب باش در این گند آب نیافتی!!!................امیر برادران

۱۳۹۳ آذر ۲۰, پنجشنبه

جدیکار ؛ افسانه یا واقعیت...؟!


به بهانه اولین  سالگرد درگذشت بیوک خان جدیکار

افسانه یا واقعیت ...؟!

قدرت و مهارت فوتبال جدیکار در دهه سی خورشیدی تا آنجا بی نظیر بود که همچون افسانه و رویای می مانسد ، افسانه ای که گاه به گاه در میدان به واقعیت می رسید و صحنه هایی زیبا به تماشا می گذاشت . بیوک خان در زمان خود صاحب شوت هایی قوی و دقیق بود که در فصل اوج این چپ پا ، گلهای بسیاری در ورزشکار امجدیه کاشته شد .




آن روزها از تلویزیون و تصویر هیچ خبری نبود و شنیده های بچه های محل که گوش به گوش می چرخید ، حکایت از پای چپی داشت که یک شوت او باعث مرگ دروازه بان حریف شده است واز آن پس شاه ایران پای چپ جدیکار را خریده است تا او دیگر با این کار حق نداشته باشد تا شوت بزند و باید همیشه جوراب قرمز به نشانه علامت خطر در پای چپ بپوشد . افسانه ای که برای تمرین بچه های پابرهنه محلات شیرین بود و همگی بدون آنکه جدیکار را دیده باشند ، عاشق بیوک خان بودند و او را الگو برای فردای خود می دانستند .

 بیوک جدیکار نخستین  لژیونر فوتبال ایران است که  از سال 1323 و در تیم تهرانجوان زیر نظر مرحوم فکری شروع به کار کرد. در سال 1324 در مسابقات قهرمانی باشگاه های تهران در تیم «جوان» بازی می کرد و به عنوان گلزن این تیم شناخته شده بود و در سال 1325 توسط مرحوم دانایی فر به تیم «تور» پیوست.
جدیکار در سال 1328 وارد باشگاه دوچرخه سواران شد و از سال 1330 به عضویت تیم ملی فوتبال درآمد. جدیکار از جمله بازیکنان نسل اول دوچرخه سواران و بدون گفت و گو بی نظیرترین چپ پای تاریخ فوتبال ایران بود.

 جدیکار اما در زندگی  نیز یک انسان نمونه بود و گفتار و رفتار این مرد نجیب آذری همیشه بوی شرف و پاکی می داد تا به همه بگوید که آبرو و احترام را با هیچ چیز این دنیا  معامله نمی کند .






کمتر کسی است که بداند بیوک خان جدیکار و همسر دکتر او که متخصص بیماریهای زنان و زایمان بود ، چگونه و همه گاه در خدمت خانواده های فقیر بودند و زمان حکومت اسلامی بارها  و بارها مورد آزار و تهدید ماموران نظام  واقع شدند . همسر شریف و انسان دوست جدیکار هیچگاه حاضر نشد تا در مطب خود تن به حجاب اسلامی بدهد  و همیشه با ماموران حکومتی درگیر بود و بارها این تابلو ننگین  و ضد انسانی جمهوری اسلامی یعنی :

< این محل به علت عدم رعایت شئونات اسلامی تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد >  بالای سر مطب بانو جدیکار نصب شد !

به باور نگارنده بیوک جدیکار یکی از بزرگترین و شریف ترین ملی پوشان فوتبال ایران است که ورزش و زندگانی را در بالاترین قله ها طی کرد و هرگز اسیر هیاهو های پوچ  و مردم فریب نشد . در یک کلام می توان گفت که جدیکار در فوتبال ما افسانه ای بود که در میدان خوش درخشید تا رنگ و بوی واقعیت بدهد .

< چپ طلایی > فوتبال ایران در این چند سال آخر عمرش روزهای سختی را سپری کرد. به درستی گفته اند که تا وقتی مردم یک کشور بزرگان خود را نشناسند ، محکوم به کوچکی اند !

جدیکار یک نابغه در تاریخ فوتبال ایران است که مردم آنگونه که باید و شاید او را نمی شناسند تا بدانیم که چرا فوتبال ایران به این روز افتاده است .

روانش شاد و یادش پاینده......امیر برادران