۱۳۹۲ فروردین ۲۳, جمعه

سه قربانی در راه مهدی رستم پور !


   
وقتی بنابر مسئولیت ملی و رسالت حرفه ای به سراغ کسانی رفتم که نقاب بر چهره داشتند و دارند تا همچون یک آیینه چهره واقعی آنان را به جامعه نشان دهم، کمتر گمان می کردم تا از هر سو مورد یورش قرار گیرم و اینگونه مورد کثیف ترین و بی شرمانه ترین تهمت ها واقع شوم اما تاریخ سرزمین ما یادآور آن است که حرف حق همواره با بیشترین فشارها و افتراهای گوناگون روبرو بوده و حتی جان بسیاری از بزرگان را ربوده که براستی من کمترین آنان هستم.


در میان نقاب داران حاضر در رسانه های بیرون از ایران، نام مهدی رستم پور در یکی دو سال گذشته بسیار شنیده می شود و او هر روز در یک رسانه رخ می نماید و از بی بی سی فارسی گرفته تا صدای امریکا و رادیو فردا و ....دارای دوربین و بلندگو است. در این مقال می خواهم پرده های این فرستاده جمهوری اسلامی را کاملا کنار بزنم تا ببینیم که پس از انتخابات ( بهتر است بگویم انتصابات) خرداد 88 و پیامد های جنایت بار آن ، چگونه جمهوری اسلامی در رسانه های خارجی نفوذ داشته و نفرات خود را یک به یک روانه اروپا و امریکا ساخته است.
مهدی رستم پور در سیمای جمهوری اسلامی تا چند  سال پیش به عنوان مجری برنامه ورزشی سر کار بود و در برنامه های خود بیش از هر رشته روی کشتی گفتگو می کرد تا در برهوت تلویزیون دولتی خود را در نقش کارشناس کشتی جا بیاندازد و مسابقات جهانی کشتی در دانمارک که پس انتخابات (انتصابات) ریاست جمهوری اسلامی برگذار شد ، فرصتی مناسب بود تا رستم پور در آنجا بماند و دوستان از پیش برای همراهی او آمده بودند!!



 پس از بازگشت کاروان کشتی جمهوری اسلامی به ایران خبر آمد که گزارشگر سیمای جمهوری اسلامی در دانمارک مانده و قصد پناهندگی دارد. در این میان سه تن از کارکنان رادیو فردا مستقر در پراگ (مرکز کشور چک) بنام های :امیر زمانی‌فر و رزا حسن‌زاده آژیری  ومهین گرجی بر حسب رفاقت و دوستی 
با اتومبیل به سراغ رستم پور می روند تا او را به آلمان برده و در آنجا برادر مهدی رستم پور در انتظار آنان بوده تا برنامه پناهندگی او در کشور برادر به جریان بیافتد .لازم به اشاره است که راديو فردا يکی از زیرمجموعه‌های نهاد اطلاعرسانی بينالمللی ايالات متحده آمريکاست که با هزينه کنگره آمريکا و زير نظر شورای اطلاعرسانی بينالمللی دولت آمريکا اداره میشود.همچنین باید گفت که گزینش بسیاری از کارکنان رادیو فردا همچون نفرات بی بی سی فارسی در پیش از ماجراهای انتخابات ریاست جمهوری 88 در تهران انجام شده بود و عموم این نفرات در دهه هشتاد در رسانه های جمهوری اسلامی شاغل بودند و به اصطلاح نسل ژورنالیست های اصلاح طلب و جوان را شکل می دادند. سفر رستم پور از دانمارک به آلمان سه قربانی به همراه داشت و هر سه کارمندان رادیو فردا(امیر زمانی‌فر و رزا حسن‌زاده آژیری  ومهین گرجی) جان خود را در تصادف شبانگاهی جاده از دست دادند تا ماموریت یک فرستاده با بالاترین تلفات انسانی همراه شود . 

مهدی رستم پور به رسم پهلوانی و مروت بر گرفته در جمهوری اسلامی فرار را بر قرار در صحنه تصادف ترجیح داد و بی آنکه در کنار قربانیان باقی بماند ، خود را به برادر در آلمان رساند تا نشان دهد که برای رسیدن به هدف حتی می توان سه دوست و همکار را به دیار باقی فرستاد !!

 رستم پور به آلمان رفت و بدور از داغی که بر دل سه خانواده باقی ماند ،از دولت آلمان تقاضای پناهندگی  کرد و جالب آنکه گویی بی بی سی فارسی ، رادیو فردا، صدای آمریکا و دیگر رسانه های وابسته به دولتها چشم براه این کارشناس بیرون آمده از جمهوری اسلامی بودند و هر روز میکروفون و دوربین برای او آمده و مهیا بود . دولت آلمان پس از چند ماه دریافت که رستم پور پیش از این در دانمارک حضور داشته و پرونده پناهندگی او را بست و رستم پور را طبق قوانین به کشور مبدا باز گرداند. حالا رستم پور مدتهاست که در دانمارک اقامت گزیده و شهروند آنجا محسوب می شود و در رادیو فردا به خدمت گذاری مشغول است و در هر فرصت مناسب نیز سر و کله او در بی بی سی فارسی و صدای امریکا پیدا می شود .

پیرامون رستم پور یک پرسش اصلی وجود دارد و آنهم این است که او با وجود اعلام پناهندگی و دریافت اقامت بنا براساس مخالفت رخ به رخ با جمهوری اسلامی ، هرگز حاضر نیست در رسانه های به اصطلاح آزاد حتی یک کلمه از ریشه تمام مصیبت ها و سیاه روزی های ملت ایران در 34 سال گذشته یعنی حکومت جمهوری اسلامی در قالب نظام ولایت مطلقه فقیه بگوید و همیشه و در همه جا خود را در نقش  یک کارشناس ورزشی جمهوری اسلامی پنهان می کند تا بگوید که من سیاسی نیستم !!
این بساط آلوده در حالی به چشم می آید که در خود جمهوری اسلامی سالهاست که گفته می شود ورزش باید از سیاست دور شود و وابستگان به حکومت و آدمهای امنیتی ونظامی از صحنه ورزش بیرون بروند در چنین احوالی می بیینم که رسانه های وابسته به دولت آمریکا و کشورهای اروپایی هرگز به کارشناسی که بدرستی ورزش را در جمهوری اسلامی در کنار مسائل سیاسی ، امنیتی ،اقتصادی ،اجتماعی و... مورد ارزیابی قرار دهد  ،اجازه حضور نمیدهند و کاری کرده اند تا دیگر هیچ کارشناس شرافت مندی در این رسانه ها شرکت نداشته باشد.



 وقتی تمام زیر و بم های برنامه های ورزشی در این رسانه های به ظاهر آزاد را مرور می کنیم در می یابیم که جملگی آنان با یک ادعای ریاکارانه به فعالیت خود ادامه می دهند و آن ادعا نیز است که ما اجازه نمی دهیم تا برنامه های ورزشی با حرفهای سیاسی آمیخته شود و هر برنامه باید حال و هوای خود را داشته باشدو براستی نیرنگ و فریبکاری بدون حد و مرز است و در این روزگار وارونه به تماشای برنامه هایی می نشینیم که سراسر رنگ و ریا است و ورزش در کشوری مثل ایران که سی وچهار سال آزگاراست با سیاست و حکومت گره خورده است، دربخش ورزش این رسانه ها بدور از کمترین شرافت حرفه ای فقط و فقط در قالب ورزش خلاصه شود و پرداختن به واقعیت و حقیقت به نوعی خط قرمز به شمار آید!!و اگر در سایر برنامه ها هم قرار باشد تا از حضور آدمهای سیاسی حرفی زده شود فقط به قول خودشان به مافیای احمدی نژاد در فوتبال و ورزش اشاره می شود نه مافیای نظام جمهوری اسلامی! مانند برنامه های چون صفحه آخر(مهدی فلاحتی) که با یک مهره دیگر جمهوری اسلامی امیر خسرو جردی در باره مافیای احمدی نژاد در پرسپولیس صحبت میکند!یک بازی مسخره سیاسی که انگاری تمام بدبختی های ما احمدی نژاد است!!
حال در این بستر سراپا فریب و نیرنگ می بینیم که مهدی رستم پور این روزها شاه مهره برنامه ورزشی شماری از رسانه های رسوا و وابسته است و حتی به عنوان کارشناس فوتبال هم دربرنامه های این رسانه ها حضور دارد! تا فرستاده با تمام وجود بتواند در راه خدمت به بزرگتر ها کوشا باشد.
 اما جای امیدواری آنجاست که جوانان بیدار و هوشیار و آزادی خواه داخل ایران همه چیز را به درستی زیر ذره بین دارند تا در فردای جمهوری اسلامی با در دست داشتن ثبت و ضبط کردار و گفتار هر درشت و ریزی اجازه ندهند تا فریب کاران بار دیگر رنگ عوض کنند و خود را یک تلاشگر در راه آزادی ایران و ایرانی جا بزنند!! 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر