۱۳۹۲ آبان ۷, سه‌شنبه

تفاوت فاحش میان دو نسل !

تفاوت فاحش میان دو نسل !!

چند وقت پیش در رابطه با علی دایی کامنتی در صفحه فیس بوک مانوک خدابخشیان  گذاشتم و یکی از آدمین های این صفحه  بنام کوشان ( نسل امروز )  از من در باره دایی پرسید و من هم پاسخ دادم و در پی رد و بدل شدن چند کامنت ، من مطلبی  در باره علی دایی نوشتم .  http://amirbaradarn.blogspot.com/2013/07/blog-post_6038.html
< حضور همیشگی دایی در کنار مهره های رژیم  >

کوشان ( نسل امروز )  بخوبی دریافت که داستان از چه قرار است و دایی به عنوان یک ورزشکار و قهرمان چه نقشی در جامعه باید داشته باشد. همین اتفاق  چند وقت  پیش در مورد یکی از ورزشی نویسهای قدیمی بنام شهرام وزیری ( نسل دیروز ) افتاد . ایشان کامنت مرا پاک کردند و نوشتند : امیرخان عزیز ، علی دایی هرچه بوده وهرچه هست وهرچه بلا نسبت بهش نسبت میدهند !! نه تنها دراین فوتبال بی هویت مان که در جهان فوتبال شناسنامه ماست !!!
یکی از این دو آتیشه نسل دیروز هم کامنت گذاشت :
جناب وزیری گرامی, من جلوی شما سر تعظیم فرود میاورم. درود به شرف شما که بخاطر دو تا "لایک" ناقابل دوستان, عزیزان, همکاران و پهلوانان و قهرمانان حال و گذشته کشورتون رو در بیابان برهوت قربانی نمیکنید.!!!
همین از جنس "ما" بودنتان شما را در اوج قرار میده. خیلی مخلص!!!

این مسئله ، پاک کردن کامنت من و نوع برخورد مرا بر آن داشت که مطلبی بنویسم تحت عنوان : 




تفاوت فاحش میان دو نسل !!

با این توضیح که  امید این مطلب کسی را بخصوص شهرام وزیری را آزرده نکند ! مسئله من اصلا شخصی نیست و آوردن اسم  شهرام وزیری فقط و فقط عنوان نسل دیروز است که فراوان هستند کسانی که این طرز تفکر را دارند...همان کسانی که نوشته شهرام وزیری را لایک زده بودند!!!!....

 تفاوت فاحش میان دو نسل !!
                              
یک تفاوت بسیار آشکار میان نسل دیروز  و امروز ایران وجود دارد و آن هم این است که دیروزی ها بر این باور هستند که همه چیز را می دانند وبرعکس آنان امروزی ها فقط دنبال اگاهی از حقیقت و واقعیت هستند !



 تفاوتی که بدون شک هرگز اجازه نخواهد داد جمهوری اسلامی سر سالم به گور ببرد و
همین نسل امروز با تلاش و کوشش بدون وقفه به دنبال اگاهی هر چه بیشتر برای
چگونگی از پای در آوردند این حکومت تولد یافته به دست نسل دیروز است !!!

 در این رهگذر اشاره ای دارم به یک جوان امروزی که پیشتر نگاهی مثبت به علی دایی
داشت و وقتی احساس کرد که باید بیشتر پیرامون ویژگی های  واقعی دایی  پژوهش
وبررسی کند ، هیچ درنگی نکرد و با کنکانش در زندگی ورزشی علی دایی توانست  با
چهره دیگر او آشنا شود تا به درستی دریابد که فسادی در درون دایی خانه دارد!!!





این جوان نازنین کوشان نام دارد که می تواند نماینده ای از نسل امروز باشد ...

 اما لازم است به نمونه ای از نسل دیروز هم اشاره کنم تا در یابیم که ریشه بسیاری از
 گرفتاریهای 35 سال گذشته همین تفکرات  هستند . به عنوان مثال :  اصغر شرفی که

میگه :  من مایلی‌کهن را اصلا نمی‌شناسم ! ما یک دایی بیشتر نداریم  که تنها با لیاقت و
توانایی که دارد به این‌جا رسیده است  ! و به همین علت یک عده چشم دیدن او را ندارند!!!....




اینها هنوز که هنوز است گمان دارد که به قول قدیمیها مرد باید روی حرف خود بایستد،  حتی  اگر سراسر خطا و اشتباه باشد . اینها ، علی دایی را  شناسنامه فوتبال ایران می داند و می گوید: یک فوتبالی حق ندارد که دایی را مورد سرزنش و اعتراض قراردهد !!! 

این اعتقاد ( نسل دیروز ) در مورد یک چهره فاسد و ریا کار مثل علی دایی درست همچون آن اعتقادی است که نسل آنها  در باره خمینی داشت تا  ایران در چاهی فرو برود که به این راحتی نتواند سر بیرون آورد!!!




وقتی این نسل  ، خمینی را امام می کند ، لابد باید هم علی دایی را اسطوره و شناسنامه فوتبال ایران بداند!!


 در پایان کلام باید بگویم که با تمام وجود به این باور اعتقاد دارم که سرزمین ما وقتی از زیر تیغ جنایتکاران جمهوری اسلامی نجات پیدا خواهد کرد که هر یک از ما به مسئولیت و وظیفه ملی و انسانی خود عمل کنیم و بدانیم که چهره های سرشناس در هر کشور دارای نقشی فراتر از دیگران در سرفرازی یا سقوط مردم خود دارند!.....امیر برادران

۱۳۹۲ آبان ۳, جمعه

ترانه ای از دیروز اما وصل الحال امروز !




ترانه ای از دیروز اما وصل الحال  امروز !

ترانه کمکم کن ( دریایی ) با صدای گوگوش ، شعری از ایرج جنتی عطایی است یکی از بنیانگذاران < ترانه سرایی نوین > در دهه پنجاه در ایران بود ....که میگه :


کمکم کن کمکم کن نذار اینجا بمونم تا بپوسم 
کمکم کن کمکم کن نذار اینجا لب مرگو ببوسم

کمکم کن کمکم کن خرمن رخوت من شعله می خواد 
کمکم کن کمکم کن من و تو باید به فردا برسیم 
چشمه کوچیکه برامون ما باید بریم به دریا برسیم 


این  ترانه انگاری سی - چهل سال جلوتر از زمان برای ایران و ایرانی سروده شده و امروز می بینیم که کاملا گویای شرایط  سخت و نفس گیر نسل حال حاضر است !
شعر ظاهرا فریاد نسل جوان امروز ایران است  و انگاری برای امروز گفته شده !




نسلی که اصلاح طلبهای حکومتی بعد از 35 سال چشمه را پیشنهاد داده اند ...کاری که قبلا خاتمی ( سید خندان ) هم انجام داد!!!
 اما این نسل میگه : چشمه کوچیکه برامون ما باید بریم به دریا برسیم !!!
برای رسیدن به دریا که نیاز و خواست  نسل جوان و آینده ایران است و رهایی آن سرزمین است ،  باید از این نظام دینی گذشت !



مشکل این نظام ، مسئله دین است و با دین امکان رسیدن به دمکراسی وجود ندارد..... هیچ دینی در دنیا  وجود ندارد که رسالت خود را ایجاد دموکراسی  یا حتی بسط آن اعلام کرده باشد !
در اروپا، رنسانس انجام شد ،  یعنی‌ دین را کنار گذاشتند و به اصل دموکراسی روی آوردند و موج سکولاریسم آن‌قدر بالا گرفت که مسیحیت ناچار شد برای ابقا خود با این موج همراه شود  !!! اما اصلاح‌طلبهای جمهوری اسلامی  از این موج وحشت کردند و برای همین هم برای بقای این نظام هر کاری انجام می دهند !




برای نمونه درشبکه  < من و تو>  وآکادمی موسیقی گوگوش  که یک جریان کاملا سیاسی و فرهنگی برای آینده ایران طراحی شده است یک دختر با حجاب را به عنوان نفر اول معرفی کردند . آنها  شرایطی را فراهم کردند و هدفشان این بود که در آینده جامعه تن بدهد به مثلا خواننده باحجاب و در نهایت جمهوری اسلامی  همچنان به کار خود ادامه بدهد و این محدویت غیر انسانی ( پوشش آزاد ) همچنان باقی بماند!




برای همین هم در پایان این بازی احمقانه در آکادمی موسیقی گوگوش تمام ماله کش های اصلاح طلب به دنیای مجازی و فیس بوک به شکل گله ای آمدند تا ماموریت خود را اجرا کنند. در این میان یکی از همین روزنامه نگاران معلوم الحال  اصلاح طلب بنام مسیح علی نژاد نوشت : پیروزی یک زن محجبه در آکادمی آوازی را پیروزی اسلام و مسلمین بر سکولارهاو بی حجاب ها می خوانند و خواهند خواند!!




نیاز و خواست نسل جوان و آینده ایران  نه تنها رسیدن به دریا  که به اقیانوس است و یک جامعه سکولار که دین نقشی در آن نداشته باشد .......امیر برادران

۱۳۹۲ مهر ۲۶, جمعه

پاسکاری بابک زنجانی و علی دایی !

بابک زنجانی : من شخصا باشگاه سورينت راه آهن را با تمام زحماتي كه كشيده شده فداي علي دايي و سرمايه هاي كشورم مي كنم!!!


بابک زنجانی مالک باشگاه راه آهن سورینت در مطلبی که روی صفحه شخصی خود منتشر کرده به دفاع از اعتبار جهانی دایی پرداخته و عملکرد صداوسیما و برنامه 90 را زیر سئوال برده است... بخوانید:
دنيا به سمت حركت مي رود و همه از اسطوره ها و تكنيك ها صحبت مي كنند و پول در مي آورند همه دولت ها هزينه مي كنند و نيرو متخصص پرورش ميدهند و از آن درامد زايي مي كنند ولي ما قهرمانان و كساني كه زحمت كشيده اند را به مسخره ميگيريم !!!




علي دايي اسطوره كشور ما هست !!!چطور اين شبكه اجازه ميدهد ان را با يك عكاس و بدن ساز و سر دو ميليون پول وارد ساعتها مشاجره كند و عده اي هم فكر ميكنند مچي گرفته شده و تعقيب مي كنند !!!



علي دايي مردي ميلياردي است كه فقط برند نام وي در دنيا براي كشورمان درآمد است آخر يك برنامه بي هويت آن را زير سوال مي برد؟!!!



 اگر علي دايي ها تمام درآمد خارجي خود را حتي به يك نفر هم ندهند همين كه وارد كشور مي شود هر يك ميلون دلار آن از تورم اجناس كشور مي كاهد چرا با كشور خود چنين ميكنيم ؟!!!
من شخصا باشگاه سورينت راه آهن را با تمام زحماتي كه كشيده شده فداي علي دايي و سرمايه هاي كشورم مي كنم!!!





تمام دنيا اگر كوچكترين مشكلي هم ببيند از سرمايه هاي كشورشان آن را جلوه نمي دهند و اجازه بازتاب نمي دهند ولي اين شبكه كه فكر ميكنه از مردمه بخاطر دو زار پول كاري ميكنه دنيا بگه ايران ليگ برترش و داور هاش و مربيانش پول ميگيرند و نا سالمند و اسطوره بودن علي دايي را زير سوال مي بره !!!!





و این هم پاسخ اسطوره و شناسنامه فوتبال جمهوری اسلامی ( علی دایی ) 

من همیشه گفتم و باز هم می‌گویم آقای بابک زنجانی انسان دیگری هستند که با هیچ‌کس قابل مقایسه نیست. من همیشه از ایشان به نیکی یاد می‌کنم !!!!

عکسی قدیمی دو تا از بهترین بازیکنان فوتبال ایران...

یاد دیروز....

عکس از من در نوجوانی در کنار غلامحسین مظلومی و حسن نظری....

دو تا از بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران....
شبی که تیم ملی عازم المپیک مونترال بود، سال 1976....در آمفی تئاتر مجموعه بزرگ  ورزشی آریامهر ( آزادی فعلی ) ......امیر برادران 

اسطوره فوتبال جمهوری اسلامی!

به این عکسها نگاه کنید ...




تمام خلافکارها  ( دایی ، عکاس باشگاه راه آهن ، مولایی و مرتضی کریمی ) .. در کنار همدیگر!!!...



و این طرف هم دایی در بازی امروز با داماش گیلان در جدال با  داور چهارم گفته :



مگر "برو بشین سرجایت" توهین است!!!....





قابل توجه کسانی که او اسطوره و شناسنامه این فوتبال می دانند !!!....

۱۳۹۲ مهر ۲۳, سه‌شنبه

حجاب سیاسی و حکومتی در جمهوری اسلامی!


"
حسن روحانی :
در مساله حجاب، اگر تذکری لازم است باید از مدرسه، دبیرستان، دانشگاه، مساجد، علما و حوزه‌ها آغاز شود و آخرین مرحله، به تذکر پلیس انجامد!!!

حدود 33 سال پیش ، هاشمی رفسنجانی در خطبه نماز جمعه کفت :
از نظر ما اگر کسی در جامعه بد حجاب هست ، جرمش از کسی که زنا می کند ؛ بیشتر است !!! آن کسی که بد حجاب هست داره با این کار با نظام جمهوری اسلامی مبارزه می کند!!!...اما آن کسی که در خفا زنا می کند ، به ظاهر جامعه و نظام لطمه ای  نخواهند زد ! آن شخص می داند با خدای خودش!!!




هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از مهره های اصلی  نظام جمهوری اسلامی ، در آن زمان خط را به جامعه داد و امروز ثمره این تفکر را  بعد از سی و اندی سال در جامعه به خوبی می بینیم ....



پوشش برای هر انسان یک امر کاملا شخصی و اختیاری است و هر کس این حق را دارد تا هر پوششی را برای خود انتخاب کند .اما هر گاه که یک امر شخصی و خصوصی تبدیل به وسیله ای برای  تبلیغ و تایید یک حکومت آن هم مثل جمهوری اسلامی شود ، اینجاست که باید با تمام توان جلوی آن ایستاد تا در این روزهای سخت و دشوار گامی در جهت براندازی این حکومت آویزان به مذهب برداشته شود .
حجاب از نوع موجود در جمهوری اسلامی یک حجاب صد در صد سیاسی و حکومتی است و در زمانی که نسل امروز ایران در پی براندازی این حکومت می کوشد ، هر کس که در راه حفظ و تبلیغ این حجاب سیاسی و حکومتی باشد ، بدون برو برگرد در صف جااندازها قرار می گیرد !!!......نمونه زنده آن هم شبکه تلویزیونی < من و تو > و برنامه آکادمی گوگوش !.....و اظهارات این روزهای دلقکی بنام حسن روحانی!....




 آنچه که در تمام این اظهار نظرها پیرامون حضور یک خانم با حجاب اسلامی –سیاسی در یک برنامه موسیقی و خوانندگی مشترک می نماید و فقط نوع نوشته تفاوت دارد، این است که اسلام با خوانندگی زن هرگز موافق نبوده و آن را یک امر حرام دانسته است !
نکته ای واقعی و بسیار مهم که این خانم آگاهانه یا نا آ گاهانه – که اولی به یقین نزدیکتر است- در برنامه آکادمی موسیقی گوگوش  در شبگه تلویزیونی  < من و تو > بارها عنوان و تلاش می کند که به همه ثابت نماید در اسلام چنین ممنوعیتی برای زن وجود ندارد!!



به عنوان مثال : برنده برنامه آکادمی گوگوش ، برای اثبات حلال بودن خوانندگی برای یک زن مسلمان حتی از شوهر آلمانی خود نیز فتوا گرفته و می گوید : همسرم به من  گفت که تو می توانی در این آکادمی شرکت کنی و حجاب تو هیچ مشکلی برای خوانندگی ندارد!!! جل الخالق !
 اینجاست که وقتی به عملکرد این خانم و برنامه ای پرحرف و حدیث چون آکادمی موسیقی گوگوش درتلویزیونی به نام < من و تو > و در پی آن اظهار نظرهای برآمده از جمهوری اسلامی و دیگر معتقدان به اسلام سیاسی می نگریم ، همگی را در یک کاسه می بینیم که فقط به دنبال جااندازی حکومت آویزان به مذهب هستند تا مانع از براندازی شوند!!



زیرا حجاب از نوع موجود در جمهوری اسلامی یک حجاب صد در صد سیاسی و حکومتی است و در زمانی که نسل امروز ایران در پی براندازی این حکومت می کوشد ، هر کس که در راه حفظ و تبلیغ این حجاب سیاسی و حکومتی باشد ، بدون برو برگرد در صف جااندازها قرار می گیرد !!!




برای همین هم در پایان این بازی احمقانه در آکادمی موسیقی گوگوش تمام ماله کش های اصلاح طلب به دنیای مجازی و فیس بوک به شکل گله ای آمدند تا ماموریت خود را اجرا کنند . در این  میان روزنامه نگار فاسد اصلاح طلب جمهوری اسلامی ( مسیح علی نژاد ) نوشت : پیروزی یک زن محجبه در آکادمی آوازی را پیروزی اسلام و مسلمین بر سکولارهاو بی حجاب ها می خوانند و خواهند خواند!!!........امیر برادران

۱۳۹۲ مهر ۲۰, شنبه

علی دایی ؛ اصلاح طلب یا فرصت طلب !

مطلبی را می خواندم که نوشته بود :

علی دایی اصلاح‌طلبی است که معمولا از اصولگرایان پست می‌گیرد !!!


علی دایی ؛ اصلاح طلب!



دایی در دوران محمد خاتمی  ( سید خندان ) نشان لیاقت گرفت!!!



 دایی از حامیان سفت و سخت میرحسین موسوی در انتخابات ریاست‌جمهوری ،  تا جایی که گفته می‌شد حتی مبلغ صد میلیون تومان از سوی او به ستاد انتخاباتی میرحسین کمک شده است!!!




دایی که روابط نزدیکی نیز با نوه امام دارد، در همین انتخابات اخیر هم به طور تمام قد پشت روحانی ایستاد و بسیاری از اطرافیانش را به حمایت از رییس جمهور فعلی دعوت کرد!!!

علی دایی ؛ اصلاح‌طلبی است که معمولا از اصولگرایان پست می‌گیرد !!!










دایی در سایپا با سید مهرداد هاشمی  از طرفداران ولایت و رهبری  کار کرد و برای اولین بار طعم سرمربیگری را در دنیای فوتبال چشید!!!



دایی  بعدتر توسط محمود احمدی‌نژاد به ناگهانی‌ترین شکل ممکن سر از نیمکت تیم ملی درآورد!!! ( مایلی کهن هم اشاره کرد که باید از مهرداد بذر پاش سئوال کرد ! )


دایی پس از ناکامی در مسابقات مقدماتی جام‌جهانی، دایی ۹ ماه خانه‌نشین بود تا اینکه سرانجام حبیب کاشانی به بهانه‌های واهی کرانچار را کنار گذاشت و او را به جای این مربی کروات برای هدایت پرسپولیس برگزید. گفتن ندارد که کاشانی از جمله پرنفوذترین چهره‌های جناج اصولگرا است که همین دو هفته پیش در معیت قالیباف راهی تمرینات استقلال شد!!!




بابک زنجانی هم از دیگر چهره‌های این اردوگاه سیاسی است که به دایی پر و بال داد. آقای «بسیجی اقتصادی» در راه‌آهن به دایی اختیار تام داد!!!


 حالا هم که رفیق گرمابه و گلستان دایی ، محمد رویانیان شده است، رفیق دیروز قالیباف و یار امروز احمدی‌نژاد!!!...که میگه : 
اگر صدای دایی خفه شود، دیگر هیچ صدای در این کشور در نخواهد آمد!!!.......




بله؛ علی دایی اصلاح‌طلبی است که معمولا از اصولگرایان پست می‌گیرد. چرا؟ !!!.....
وشاید هم فرصت طلبی که نان را به نرخ روز می خورد !!!

۱۳۹۲ مهر ۱۹, جمعه

اعتراف تلخ پژمان جمشیدی: مجبور شدم به یک خبرنگار پول بدهم!


اعتراف تلخ پژمان جمشیدی:
مجبور شدم به یک خبرنگار پول بدهم!
به بهانه تبانی ها و فساد در فوتبال چمهوری اسلامی .....

افشاگریهای من در باره پشت پرده فوتبال ایران و ژورنالیسم تعفن زده فوتبال ایران ، که به محض این که چوپ را برداشته است، آقازاده ها را به تکاپو اندخت، بخشی ازمفاسد حوزه فرهنگی فوتبال ایران است ! البته ، یک درد معاصر نیست که به دوران قطبی گرایی مربوط باشد، اگر چه خود  افشین قطبی در حاشیه یک مصاحبه بعد از قهرمانی پرسپولیس  در باره هاپولی شدن ۱۰۰ هزار دلار نا قابل از قراردادش توسط رسانه چی ها و خبرنگاران، تیکه انداخت که معلوم نیست این سرقت مودبانه! در روز روشن متعلق به کدام جریان ژورنالیسم دلالی در این دوره از ورزشی نویسی ایران است!
تاریخ   نزدیک  به 90  ساله ورزشی نویسی ایران، بویژه  در دهه های پنجاه ، شصت،هفتاد و هشتاد  پر از همین چیزهاست ! سیاست و اقتصاد، در این چهار دهه ، ژورنالیسم ورزشی را خانه خراب کرد.....
اما دهه هفتاد  را می توان اوج هرزگی در رسانه ها نام نهاد !




ورزشی نویسانی که در رفاقت با برخی از مربیان تیم ملی  لیست اولیه بازیکنان تیم ملی را تنظیم می کردند !( اشراقی سردبیر سایت پارس فوتبال در ایران چند سال پیش  نوشت :. «یک روز امیر قلعه نوعی زنگ زد و  گفت به آدرسی که داد بروم، آدرس متعلق به خانه یی در ستارخان بود. سرظهر رسیدم آنجا، ساعت یک بعدازظهر بود. یادم می آید برای ناهار پیتزا سفارش داده بودند. در آن جلسه آقایان ل.، ک.، ق.، هـ و چند نفر دیگر(بزرگان مطبوعات ورزشی) حضور داشتند.( لازم به نوضیح است که ل ، اردشیر لاروری است و ک،چهانگیر کوثری است و هه هم هژیری است که از میان اینها لاروی و هژیری بعد ها توسط نیروهای انتظامی دستگیر شدند) صحبتشان را اینگونه آغاز کردند که اگر ما بخواهیم، یک نفر مربی تیم ملی می شود و اگر نخواهیم، نمی شود. ما تشکیلات داریم. وقتی می آیید داخل تصمیم گیرنده نیستید. ما قرارداد، بازیکن و تیم را تعیین می کنیم. البته شما ضرر نمی کنید. من پیشنهاد آنها را نپذیرفتم و از آن خانه خارج شدم اما امیر قلعه نوعی همراه آنها ماند !)




نگاهی گذرا به تاریخ شفاهی و کتبی ورزشی نویسی در ایران گویای آن است که هیچ گاه این عرصه کاملا پاک و منزه  نبوده و همه گاه ورزشی نویسهای شریف و محترم با قلم به مزد ها و نوکران مسئولین، در تقابل  و ستیز بوده اند!
وقتی که پیشینه نام های آشنا، در فوتبال نویسان دهه گذشته را در نظر میاوریم ،نام اردشیر لارودی در آموزش و پرورش بیشتر روزنامه نگاران دهه هفتاد به چشم می خورد و کار به جایی میرسد که بعضی ها لقب پدر خوانده را به او تقدیم می کنند ! همین چند سال  پیش بود که علی دایی بر سر جریان های اتفاق افتاده در پرسپولیس از او به عنوان پدر خوانده فوتبال نام برد!...هر چند خود  دایی هم  امروز در مرکز این تبانی و فساد های مالی قرار دارد!!!
اگر بدانیم  در خانه اردشیر لارودی  بود که عنوان امپراطور برازنده افشین قطبی تشخیص داده شد ،نقش پدر خوانده را بیش از پیش در ایجاد بافت و ساختار امروز روزنامه های پر شمار ورزشی جمهوری اسلامی پر رنگ می یابیم !




نا گفته نماند که شاگردان لارودی ،انگار خود نیز زمینه های فساد و نا راستی را به اندازه ای داشته اند که از مجموعه آموزش های پدر خوانده فقط به جمع آوری منفی ها مشغول بوده اند !!!
اردشیر لارودی” یکی از باسابقه ترین ورزشی نویسان ایران، متولد سال ۱۳۲۲ است. روزنامه نگاری را در سال ۱۳۴۵ آغاز کرد. کیهان ورزشی و سردبیر آن مهدی دری از سال ۱۳۴۶ به لارودی فرصت های بیشتری داد و  او آموزه های مهدی دری را به کار گرفت و زمانی که اولین روزنامۀ ورزشی (ابرار ورزشی) را در ایران به راه انداخت، تازه به این نتیجه رسید که دینش را به معلمش ادا کرده است. حرف های تکان دهنده او تحت عنوان اعترافات پدر خوانده فوتبال ایران، نکات جالبی را در بر داشت!
علی عالی یکی از روزنامه نگاران اصلاح طلب  چند سال پیش اینطور نوشت:
اردشیر لارودی  از گذشته خودش ابراز پشیمانی می کند. لارودی تا روزی که «پول» به این فوتبال تزریق نشده بود در نقش «سازنده» حضور داشت و حضورش آنقدر پررنگ و تاثیرگذار بود که بسیاری از فوتبالیست های نسل قبل و مربیان جوان این نسل، محصول کارخانه تولیدی او بودند .....
اما «پول»های بی حساب و کتاب دولتی و عدم نظارت موجب شد او هم از جاده «سازندگی» خارج شود!.... البته ساختار نادرست فوتبال ایران در این میان بی تقصیر نیست!...امروز همین علی عالی می نویسد : رسانه‌ها هم كه «اصلا» مستقل نيستند. با يك سفر و يك هديه هم مي‌شود همه را به سكوت دعوت كرد!!!

اردشیر لارودی از این راه اظهار ندامت کرد ،  اما موضوع مهم تر این است که پرورش یافتگان مکتب لارودی هم ابراز ندامت خواهند کرد!؟...





بی آنکه در پی تبرئه یا محکومیت لارودی باشیم ، باید یادمان باشد که در یک سیستم فاسد و آلوده هر کس که حضور داشته باشد محکوم به فساد و تباهی خواهد بود!
 در خصوص لارودی و از آنجاکه باید در هر سیستم فاسد زیر دستی ها  به محاکمه کشیده شوند تا بالا دستی ها بی گناه معرفی گردند،  تابناک ورزشی بی آنکه کلمه ای از سیستم پرورش دهنده لارودی  که نظام جمهوری اسلامی باشد ، سخنی به میان آورد، فقط  او را  عامل و بانی تمام فساد و ناپاکی فوتبال در جمهوری اسلامی قلمداد می کند !!
تابناک می نویسد:ابوالفساد فوتبال ایران را دستگیر کنید، اردشیر لارودی پدر خوانده دلالها هنوز راست راست میچرخد....اما از سیستم غلط حاکم امروز حرفی نمی زند !!....
سیستم غلطی که همین چند سال  پیش در هتل بلوار تهران رئیس جدید هیت مدیره باشگاه شاهین بوشهر تعدادی از ورزشی نویسها ( کسانی که دور و بر قطبی هم بودند ) را دور هم جمع می کند و از آنها می خواهد که موج رسانه ای راه بیاندازند و به این باشگاه برای خرید بازیکنان جدید و همینطور مربی کمک کنند شاهین بوشهر همان سال به دسته پائین سقوط کرد !!!

مدیران غیر ورزشی که عامل های فساد در فوتبال  هستند...( فتح الله زاده ، رویانیان ، عابدینی ، نبی  و ......)  به اتفاق تنی چند از ورزشی نویسی ها هنوز بکار مشغول هستند و برای همین هم باید گفت:دهه هفتاد  آلوده ترین دهه این تاریخ 90  ساله ورزشی نویسی در سر زمین ما به شمار می رود و زمینه های آن هم در سیستم  و ساختار نا درست اداره جامعه نهفته است.............امیر برادران