۱۳۹۲ مهر ۱۹, جمعه

اعتراف تلخ پژمان جمشیدی: مجبور شدم به یک خبرنگار پول بدهم!


اعتراف تلخ پژمان جمشیدی:
مجبور شدم به یک خبرنگار پول بدهم!
به بهانه تبانی ها و فساد در فوتبال چمهوری اسلامی .....

افشاگریهای من در باره پشت پرده فوتبال ایران و ژورنالیسم تعفن زده فوتبال ایران ، که به محض این که چوپ را برداشته است، آقازاده ها را به تکاپو اندخت، بخشی ازمفاسد حوزه فرهنگی فوتبال ایران است ! البته ، یک درد معاصر نیست که به دوران قطبی گرایی مربوط باشد، اگر چه خود  افشین قطبی در حاشیه یک مصاحبه بعد از قهرمانی پرسپولیس  در باره هاپولی شدن ۱۰۰ هزار دلار نا قابل از قراردادش توسط رسانه چی ها و خبرنگاران، تیکه انداخت که معلوم نیست این سرقت مودبانه! در روز روشن متعلق به کدام جریان ژورنالیسم دلالی در این دوره از ورزشی نویسی ایران است!
تاریخ   نزدیک  به 90  ساله ورزشی نویسی ایران، بویژه  در دهه های پنجاه ، شصت،هفتاد و هشتاد  پر از همین چیزهاست ! سیاست و اقتصاد، در این چهار دهه ، ژورنالیسم ورزشی را خانه خراب کرد.....
اما دهه هفتاد  را می توان اوج هرزگی در رسانه ها نام نهاد !




ورزشی نویسانی که در رفاقت با برخی از مربیان تیم ملی  لیست اولیه بازیکنان تیم ملی را تنظیم می کردند !( اشراقی سردبیر سایت پارس فوتبال در ایران چند سال پیش  نوشت :. «یک روز امیر قلعه نوعی زنگ زد و  گفت به آدرسی که داد بروم، آدرس متعلق به خانه یی در ستارخان بود. سرظهر رسیدم آنجا، ساعت یک بعدازظهر بود. یادم می آید برای ناهار پیتزا سفارش داده بودند. در آن جلسه آقایان ل.، ک.، ق.، هـ و چند نفر دیگر(بزرگان مطبوعات ورزشی) حضور داشتند.( لازم به نوضیح است که ل ، اردشیر لاروری است و ک،چهانگیر کوثری است و هه هم هژیری است که از میان اینها لاروی و هژیری بعد ها توسط نیروهای انتظامی دستگیر شدند) صحبتشان را اینگونه آغاز کردند که اگر ما بخواهیم، یک نفر مربی تیم ملی می شود و اگر نخواهیم، نمی شود. ما تشکیلات داریم. وقتی می آیید داخل تصمیم گیرنده نیستید. ما قرارداد، بازیکن و تیم را تعیین می کنیم. البته شما ضرر نمی کنید. من پیشنهاد آنها را نپذیرفتم و از آن خانه خارج شدم اما امیر قلعه نوعی همراه آنها ماند !)




نگاهی گذرا به تاریخ شفاهی و کتبی ورزشی نویسی در ایران گویای آن است که هیچ گاه این عرصه کاملا پاک و منزه  نبوده و همه گاه ورزشی نویسهای شریف و محترم با قلم به مزد ها و نوکران مسئولین، در تقابل  و ستیز بوده اند!
وقتی که پیشینه نام های آشنا، در فوتبال نویسان دهه گذشته را در نظر میاوریم ،نام اردشیر لارودی در آموزش و پرورش بیشتر روزنامه نگاران دهه هفتاد به چشم می خورد و کار به جایی میرسد که بعضی ها لقب پدر خوانده را به او تقدیم می کنند ! همین چند سال  پیش بود که علی دایی بر سر جریان های اتفاق افتاده در پرسپولیس از او به عنوان پدر خوانده فوتبال نام برد!...هر چند خود  دایی هم  امروز در مرکز این تبانی و فساد های مالی قرار دارد!!!
اگر بدانیم  در خانه اردشیر لارودی  بود که عنوان امپراطور برازنده افشین قطبی تشخیص داده شد ،نقش پدر خوانده را بیش از پیش در ایجاد بافت و ساختار امروز روزنامه های پر شمار ورزشی جمهوری اسلامی پر رنگ می یابیم !




نا گفته نماند که شاگردان لارودی ،انگار خود نیز زمینه های فساد و نا راستی را به اندازه ای داشته اند که از مجموعه آموزش های پدر خوانده فقط به جمع آوری منفی ها مشغول بوده اند !!!
اردشیر لارودی” یکی از باسابقه ترین ورزشی نویسان ایران، متولد سال ۱۳۲۲ است. روزنامه نگاری را در سال ۱۳۴۵ آغاز کرد. کیهان ورزشی و سردبیر آن مهدی دری از سال ۱۳۴۶ به لارودی فرصت های بیشتری داد و  او آموزه های مهدی دری را به کار گرفت و زمانی که اولین روزنامۀ ورزشی (ابرار ورزشی) را در ایران به راه انداخت، تازه به این نتیجه رسید که دینش را به معلمش ادا کرده است. حرف های تکان دهنده او تحت عنوان اعترافات پدر خوانده فوتبال ایران، نکات جالبی را در بر داشت!
علی عالی یکی از روزنامه نگاران اصلاح طلب  چند سال پیش اینطور نوشت:
اردشیر لارودی  از گذشته خودش ابراز پشیمانی می کند. لارودی تا روزی که «پول» به این فوتبال تزریق نشده بود در نقش «سازنده» حضور داشت و حضورش آنقدر پررنگ و تاثیرگذار بود که بسیاری از فوتبالیست های نسل قبل و مربیان جوان این نسل، محصول کارخانه تولیدی او بودند .....
اما «پول»های بی حساب و کتاب دولتی و عدم نظارت موجب شد او هم از جاده «سازندگی» خارج شود!.... البته ساختار نادرست فوتبال ایران در این میان بی تقصیر نیست!...امروز همین علی عالی می نویسد : رسانه‌ها هم كه «اصلا» مستقل نيستند. با يك سفر و يك هديه هم مي‌شود همه را به سكوت دعوت كرد!!!

اردشیر لارودی از این راه اظهار ندامت کرد ،  اما موضوع مهم تر این است که پرورش یافتگان مکتب لارودی هم ابراز ندامت خواهند کرد!؟...





بی آنکه در پی تبرئه یا محکومیت لارودی باشیم ، باید یادمان باشد که در یک سیستم فاسد و آلوده هر کس که حضور داشته باشد محکوم به فساد و تباهی خواهد بود!
 در خصوص لارودی و از آنجاکه باید در هر سیستم فاسد زیر دستی ها  به محاکمه کشیده شوند تا بالا دستی ها بی گناه معرفی گردند،  تابناک ورزشی بی آنکه کلمه ای از سیستم پرورش دهنده لارودی  که نظام جمهوری اسلامی باشد ، سخنی به میان آورد، فقط  او را  عامل و بانی تمام فساد و ناپاکی فوتبال در جمهوری اسلامی قلمداد می کند !!
تابناک می نویسد:ابوالفساد فوتبال ایران را دستگیر کنید، اردشیر لارودی پدر خوانده دلالها هنوز راست راست میچرخد....اما از سیستم غلط حاکم امروز حرفی نمی زند !!....
سیستم غلطی که همین چند سال  پیش در هتل بلوار تهران رئیس جدید هیت مدیره باشگاه شاهین بوشهر تعدادی از ورزشی نویسها ( کسانی که دور و بر قطبی هم بودند ) را دور هم جمع می کند و از آنها می خواهد که موج رسانه ای راه بیاندازند و به این باشگاه برای خرید بازیکنان جدید و همینطور مربی کمک کنند شاهین بوشهر همان سال به دسته پائین سقوط کرد !!!

مدیران غیر ورزشی که عامل های فساد در فوتبال  هستند...( فتح الله زاده ، رویانیان ، عابدینی ، نبی  و ......)  به اتفاق تنی چند از ورزشی نویسی ها هنوز بکار مشغول هستند و برای همین هم باید گفت:دهه هفتاد  آلوده ترین دهه این تاریخ 90  ساله ورزشی نویسی در سر زمین ما به شمار می رود و زمینه های آن هم در سیستم  و ساختار نا درست اداره جامعه نهفته است.............امیر برادران

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر