۱۳۹۲ فروردین ۱۸, یکشنبه

رسانه های دوست نما روی میز تشریح !



دوستان عزیز !
من یک تحلیگر مسائل سیاسی نیستم ، زیرا این یک علم است و من هم آگاهی لازم را ندارم  و نمی دانم که جنوب لبنان و رفتن سوریه  و .... چه تاثیری می تواند در آینده ایران داشته باشد . اما من  کلید نجات ایران و برگشت به یک زندگی نرمال  را در آگاهی هر چه بیشتر مردم می بینم و برهمین اساس  در نوشته هایم سعی من بر این است که بتوان قدمی در این راه برداشت . تجربه من در کار ورزش و فوتبال و رسانه هاست  . فضای رسانه های خارج از کشور در اختیار نیروهای به اصطلاح اصلاح طلب و به ظاهر جداگشته  از جمهوری اسلامی است  که توسط دولتهای غربی حمایت می شوند  و بزرگترین و قوی ترین آن در انگلستان  است  و علت هم دارد :
دولت بریتانیا  بزرگترین حامی آنهاست و مخالف سرنگونی  نظام جمهوری اسلامی است . عدم اعتماد مردم در داخل ایران به صدا و سیما و بطور کلی رسانه ها باعث شده تا بیشتر ایرانیها به رسانه هاي فارسي زبان خارج از کشور و بخصوص شبکه هاي بي بي سي و صداي آمريکا و راديو فردا و شبکه من و تو روی بیاورند .دو شبکه بی بی سی فارسی و صدای امریکا در یکی دو سال گذشته با افزایش بودجه همراه بوده اند  ومتاسفانه تا به امروز حاميان مالي واقعي و دست اندرکاران پشت پرده شبکه من و تو و اهداف دراز مدت آن که ظاهرا با شبکه انگليسي آي تي وي (ITV) همکاري برنامه اي دارد، مشخص نشده اند . نگارنده  اعتقاد دارد که این شبکه متعلق به گروه های سیاسی داخل جمهوری اسلامی و اشخاصی چون هاشمی رفسنجانی و پسرش مهدی هاشمی است که مورد حمایت حکومت انگلستان هم هستند!پول از آنها و خط فکری از انگلیسیها !



امروز هم حمايت بخش فارسي صداي آمريکا و بخصوص بي بي سي از اصلاح طلبان معتقد به جمهوري اسلامي بر کسی پوشيده نيست. يکي از شگردهاي بي بي سي و تا حدي صداي آمريکا، دعوت از چهره هاي طرفدار اصلاحات بعنوان تحليلگر مسائل ايران و جهان است.






در بخش ورزش که نگارنده آشنایی کامل  و تجربه چند دهه آن را دارد ، ناگهان دیدیم که سرو کله جااندازهای جمهوری اسلامی دردو سه سال گذشته در رسانه های وابسته به دولتهای آمریکا و اروپا پیدا شد .در این میان یکی نیز مهدی رستم پور است که بعد از انتخابات سال 88 از ایران خارج می شود و با هماهنگی کارمندان رادیو فردا قصد رفتن به آلمان را داشته که منجر به تصادف و کشته شدن سه تن از کارمندان آن رادیو می شود ! پس از او ، تماشاگرحضور دیگرانی چون   امیر خسرو جردی ، محمد تقوی و ......در برنامه های ورزشی این رسانه های دولتی هستیم که همگی به شکل سفارشی وقالبی بیرون آمدند تا در ورزش هم جمع جاانداز های جمهوری اسلامی در رسانه های فارسی زبان کامل شود.علاوه براین ، می بینیم که
دیگر برنامه ها چون   پرگار، صفحه دو و بعبارت ديگر و.....کاملا در اختیار اصلاح طلبان حکومتي قرار گرفته و حتی کار به جایی رسیده که دیگر هیچ آدم شرافتمندی حاضر نیست در این برنامه ها حضور پیدا کند. بر خلاف بي بي سي که تقريبا ً در بست در اختيار اصلاح طلبان است، در مديريت برنامه ريزي صداي آمريکا، نگرش هاي مختلف وجود دارد که در بعضی مواقع منجر به اخراج و استعفاء مي شود. اگر در بريتانيا  فقط يک نهاد يعني وزارت خارجه  کنترل و نظارت بي بي سي فارسی را در اختيار دارد، در آمريکا نهاد ها و مراکز قدرت چندگانه در مديريت و نظارت صداي آمريکا سهيم هستند، از جمله وزارت خانه هاي مختلف دولت آمريکا، کنگره آمريکا، نهادهاي نيمه دولتي، لابي هاي پرنفوذ آمريکايي، اسرائيلي، ايراني، و غيره !
شبکه های  بي بي سي فارسی و صداي آمريکا فعاليت هاي اپوزيسيون برونمرزي را تا آنجايي که رنگ و بوي اصلاح طلبي و بازگشت آنها به قدرت بدهد، منعکس مي کنند. در واقع اين بي بي سي فارسی و صداي آمريکا هستند که تصميم مي گيرند چه کس  يا کساني بعنوان اپوزيسيون يا "رهبران اپوزيسيون" به ملت ايراني معرفي شوند، همانگونه که بي بي سي رضا شاه را از سلطنت خلع و به خارج کشور تبعید و سپس دولت دکتر مصدق را سرنگون کرد و در انقلاب سال ٥٧ صداي انقلاب اسلامي ايران شد!!!
 اکنون نيز طرح هاي  هدفمندي در قلب برنامه هاي بي بي سي، صداي آمريکا، راديو فردا و تلويزيون من و تو دنبال می شوند که شاید٣٠ سال بعد (يعني زماني که خيلي دير شده است) به آن آگاه خواهيم شد!!!




آخرین پرده از این طرح ها  و اهداف ، برنامه آکادمی موسیقی گوگوش بود که تا حدود زیادی نقش شبکه من و تو را در راه <جااندازی > مشخص کرد و آن  انتخاب ( بخوانیم همان انتصاب )برنده با حجاب اسلامي درسومین دوره این آکادمی بود . این برنده با پوشش وظاهراسلامی  پس از اعلام قهرمانيش به مجري پشت پرده آکادمی موسیقی گوگوش گفت  كه ديديم  با وجود همه محدوديت ها چگونه مي توان به موفقيت رسيد !!! كليد همه بازيها در همين اظهار نظر نهفته است . اين بازيگران ناشي و عقب مانده مي خواهند به نسلي كه سالهاست در پي براندازي تمام محدوديت هاي غير انساني  ( حجاب و .... )از سوي جمهوري اسلامي است ،. بگويند كه با قبول اين محدوديت ها هم براي دستيابي به موفقعیت با مشكلي روبرو نخواهيد بود . اين همان جااندازي به جاي براندازي است !!!



از آنجا که شبکه < من و تو>  و   برنامه آکادمی موسیقی گوگوش دارای هدف های پنهانی و وابستگی های پشت پرده  و عدم صداقت هستند  ، خیلی زود و با انجام سه دوره همه چیز بیرون می ریزد و دم خروس از شبکه  <من و تو> آنچنان دیده می شود که دیگر تنها جا اندازها می توانند بگویند که این شبکه به هیچ جا وابسته نبوده و به دنبال خواسته ها و نگهداری جمهوری اسلامی نیست ! براستی کمتر کسی گمان می کرد که به این زودی دست فریب کاران رو شود و چهره از نقاب آنان فرو افتد . با چشم های باز و هوشیاری همیشگی باید پشت پرده ها را بیرون ریخت تا بساط دروغ  و نیرنگ با سرنگونی جمهوری اسلامی جارو و جمع شود.با آرزوی چشمانی باز و بیداری بدون پلک زدن برای نسل آگاه وآزادی خواه ایران که بزرگترین قدرت بالقوه برای براندازی حکومت دروغگوها ، عقده ای ها وعقب افتاده هاست.

۱۳۹۲ فروردین ۹, جمعه

مانوک خدابخشیان و نگاه خاص ( آکادمی گوگوش )


·       
مانوک خدابخشیان  و نگاه خاص
در میان اندیشه های قابل قبول و تیز بینانه  باید گفت که مانوک خدابخشیان براستی یک آدم خاص است که برای هر گفته و نوشته  با سند و مدرک به میدان میاید . اگر چه مانوک در جامعه ما با فوتبال و کارشناسی کم نظیر آن  معرفی شد ، اما او پس از انقلاب اسلامی نشان داد که به همه چیز با نگاهی عمیق و جستجو گر می نگرد و حرف را با استدلال و منطق و شعور در هر زمینه می آمیزد . در اینجا نمونه هایی از نگاه ژرف  مانوک خدابخشیان را در باره چند چهره نام آشنا و حرکتهای آنان از نظر می گذارنیم تا بیش از پیش بدانیم که نگاه مانوک با دیگر نگاه ها تا چه میزان تفاوت و توفیر دارد  
نگاه مانوک به گوگوش !
قبل از اینکه گوگوش از ایران بیرون بیاید ، حمید نائینی ماهنامه ای داشت به نام < پیام امروز > و به من گفت که من و مسعود بهنود قراره بریم با گوگوش مصاحبه ای انجام بدهیم (7 سال پیش ) و پوستری پیدا کردیم از تاجیکستان که می خواهیم آن را روی جلد مجله چاپ کنیم ( آن روزها هم اصلا صحبتی از گوگوش نبود) و قرار شد که به من خبر بدهند ، و بعد آمد به من گفت : چقدر گوگوش خسته و افسرده است و می خواهد برود نوه اش را ببیند ! ما تلاش خواهیم کرد تا برایش ویزا بگیریم !!!
پس قرار بود گوگوش بشه رو جلدی و بیاید خارج !!! و بعد هم گوگوش آمد خارج  و در کنسرت هایش آدمهای مشکوک پیدا شدند با پاسپورت های اضافی !!! زمانی هم که رفتند جلوی سازمان ملل ، گوگوش بود و اکبر گنجی بودند و هیچ چهره سیاسی دیگری نبودند !!! بعد هم آکادمی گوگوش  راه افتاد !


گاهی اوقات وقتی برنامه را پیاده می کنند ، پشتش برنامه های دیگری است ! من نمی گویم این دختره که برنده آکادمی موسیقی گوگوش شد ، حقش نبود ، همانطور که دختران زیبای ایرانی را محبور کردند که با مقنعه فوتبال بازی کنند !!!
اما آیا این همان تز جمهوری اسلامی رحمانی است ؟!  بله است ! تز آقای سروش و دیگران .... لابلای خطوط را بخوانید ، به نوع دیگری نگاه کنید ، وگرنه بعد از سالها پشیمان خواهید شد  که چرا گول خوردیم !!!!

۱۳۹۲ فروردین ۶, سه‌شنبه

پوشش شخصی یا پوشش رازهای< من و تو> !؟


پوشش شخصی یا پوشش رازهای< من و تو> !؟
مطلبی خواندم از سرکار خانم  شکوه میرزادگی که بسیار آگاهی دهنده است و به نکاتی اشاره کرده که موضوع این روزها و بازیهای سیاسی شبکه های جااندازی چون < من و تو >  و همسازها  و انتخاب دختری به نام  آرمیا که خانم میرزادگی  این چنین عنوان می کند : این بحث همزمان با ظهور دختر خواننده ای است به نام «ارمیا» و با «حجاب اسلامی» بدون این که اجباری داشته باشد! و برخی از کسانی که در این بحث ها شرکت می کنند متوجه تفاوت بین «آزادی پوشش» که امری حقوق بشری است و «حجاب اسلامی» که صرفا یک امر سیاسی ـ ایدئولوژیگ می باشد نیستد! اين پوشش يک عامل تبليغاتی و سياسی است برای توسعه ی «اسلام سياسی» و به هم ريختن شيوه های زندگی و قوانين سکولار آن ها !!!
http://www.iroon.com/irtn/blog/1136/
در همین راستا نوشته ای نیز در سایت تابناک متعلق به محسن رضایی و وابسته به جمهوری اسلامی خواندم که از قضا این نوشته هم به نکاتی اشاره می کند و به نوعی حرفهای مخالف میزند .
http://www.tabnak.ir/fa/news/310045/هم-می-توان-محجبه-بود-هم-خواننده-فیلم.


پیش از هر چیز باید تکرار کرد که پوشش برای هر انسان یک امر کاملا شخصی و اختیاری است و هر کس این حق را دارد تا هر پوششی را برای خود انتخاب کند .اما هر گاه که یک امر شخصی و خصوصی تبدیل به وسیله ای برای  تبلیغ و تایید یک حکومت آن هم مثل جمهوری اسلامی شود ، اینجاست که باید با تمام توان جلوی آن ایستاد تا در این روزهای سخت و دشوار گامی در جهت براندازی این حکومت آویزان به مذهب برداشته شود .به نظر من آنچه که در تمام این اظهار نظرها پیرامون حضور یک خانم با حجاب اسلامی –سیاسی در یک برنامه موسیقی و خوانندگی مشترک می نماید و فقط نوع نوشته تفاوت دارد، این است که اسلام با خوانندگی زن هرگز موافق نبوده و آن را یک امر حرام دانسته است ! نکته ای واقعی و بسیار مهم که این خانم آگاهانه یا نا آ گاهانه – که اولی به یقین نزدیکتر است- در برنامه آکادمی موسیقی گوگوش بارها عنوان و تلاش می کند که به همه ثابت نماید در اسلام چنین ممنوعیتی برای زن وجود ندارد!! این خانم برای اثبات حلال بودن خوانندگی برای یک زن مسلمان حتی از شوهر آلمانی خود نیز فتوا گرفته و می گوید : همسرم به من  گفت که تو می توانی در این آکادمی شرکت کنی و حجاب تو هیچ مشکلی برای خوانندگی ندارد!!! جل الخالق ! اینجاست که وقتی به عملکرد این خانم و برنامه ای پرحرف و حدیث چون آکادمی موسیقی گوگوش درتلویزیونی به نام < من و تو > و در پی آن اظهار نظرهای برآمده از جمهوری اسلامی و دیگر معتقدان به اسلام سیاسی می نگریم ، همگی را در یک کاسه می بینیم که فقط به دنبال جااندازی حکومت آویزان به مذهب هستند تا مانع از براندازی شوند. زیرا حجاب از نوع موجود در جمهوری اسلامی یک حجاب صد در صد سیاسی و حکومتی است و در زمانی که نسل امروز ایران در پی براندازی این حکومت می کوشد ، هر کس که در راه حفظ و تبلیغ این حجاب سیاسی و حکومتی باشد ، بدون برو برگرد در صف جااندازها قرار می گیرد . این حجاب را باید اولین نشانه برای جمهوری اسلامی دانست که بدون آن دیگر چنین حکومتی باقی نمی ماند و وقتی  یک خانم با چنین حجابی در یک تلویزیون به ظاهر سرگرم کننده و تفریحی در دل لندن ظاهر می شود و از امکان کسب موفقیت با وجود محدویت ( حجاب اسلامی ) بارها سخن می گوید ، بدون هیچ تردیدی حضور این خانم کاملا برنامه ریزی شده  از سوی گروه های جاانداز ودر جهت منافع و خواسته های جمهوری اسلامی است . ناگفته نماند که یک نکته عجیب و قریب در مورد < ارمیا > نیز وجود دارد و آن هم اینکه هیچ نام و نشانی از او در دنیای مجازی دیده نمی شود تا شک و تردیدها پیرامون این چهره نوظهور بیشتر گردد.
ضمن آنکه نام < ارمیا > نیز گویا نام واقعی او نیست و همین نکته می تواند حکایت از حضور سربه مهر این مهره مرموز داشته باشد تا یادمان نرود که شبکه تلویزیونی < من و تو > پس از دو ساله شدن نیز هنوز سراپا سر به مهر دارد و سرمایه گذاران آن  نا شناخته و مرموز هستند !
در تکاپو برای پوشش رازهای شبکه تلویزیونی من و تو دیدیم که شبکه های فارسی زبان و وابسته مثل صدای امریکا نیز به میدان آمدند تا نقش خود را در جااندازی بازی کنند. پنداری برنامه ریزی برای پشتیبانی از به اصطلاح اصلاح طلبان و در واقع جااندازها تا آنجا گسترده و پرو پیمان است که در یک لحظه می توان تمام این رسانه ها را در کنار هم به تماشا نشست و آکادمی موسیقی گوگوش براستی آینه ای بود تا اروپا و آمریکا را بار دیگر رهبرجااندازها ببینیم !

۱۳۹۲ فروردین ۴, یکشنبه

افتتاح حوزه علمیه در آکادمی موسیقی گوگوش !!


افتتاح حوزه علمیه در  آکادمی موسیقی گوگوش !!

جالب ترین نکته در آخرین دوره آکادمی موسیقی گوگوش این بود که یک خانم معمم به عنوان اولین آیت الله و مرجع ظاهرشد و تفسیر تازه ای از دستورات اسلام را در مورد حجاب و خوانندگی زنان اعلام کرد.



این خانم اسلام شناس به گونه ای فتوا میداد که پنداری یک حوزه علمیه جدید در دل لندن و در آکادمی موسیقی گوگوش باز شده است تا اسلام را بهتر و بیشتر به ایرانیها معرفی کند و بشناساند .براستی وقتی در یک برنامه به ظاهر تفریحی و سرگرم کننده باید شاهد اظهار نظر های تازه در باره حضور زنان مسلمان با حجاب اسلامی در نقش خواننده باشیم و همراه با آن عنوان  شود که می توان برداشت جدید از دستورات دین اسلام داشت و حتی چیزی را که تا امروز حرام بوده ، با فتوای یک بانوی معمم در آکادمی موسیقی گوگوش حلال دانست ، آیا می توان مثل ابله ها همچنان شبکه من و تو را یک شبکه صد در صد تفریحی و سرگرم کننده به شمار اورد ؟!
ظریفی در این خصوص می گفت که این حضرات هنوز هم فکر می کنند با یک ملت  < جگر > سرو کار دارند!!!
پیرامون برنامه آکادمی موسیقی گوگوش همچنین می توان گفت که کمتر کسی گمان می کرد که به این زودی دست فریب کاران رو شود و چهره از نقاب اینان فرو افتاد .

کاپیتان دروغگوها !



جامعه امروز ایران  سالهاست با بیماری بنام راست  نگفتن دست و پنجه نرم میکند. همه می داند که در عمر سیاه و مصیبت بار جمهوری اسلامی یک مسابقه همگانی جریان داشته است و ان هم سبقت در دروغگویی و حقه بازی نهفته است در این رهگذر کار به جایی رسیده که دروغگویی یک هنر به حساب می آید و هر کس که بتواند دیگران را راحت تر فریب بدهد و به اصطلاح امروز ها <سیاه >بکند ، او را تیزتر و بقولی هنرمند تر به حساب می آورند!


فوتبال درجمهوری اسلامی نیز از این حال و هوای چندشین آور جدا نیست و از سالها پیش می بینیم و می شنویم که همه از دروغ وحقه بازی در میان دست اندرکان فوتبال می نالند و گاه فریاد می کنند. جالب آنکه بیشتر این ناله ها و فریاد ها از سوی همان حاضران در بساط دروغ و حقه بازی به گوش میرسد!
در چنین شرایطی وقتی جواد نکونام با بازوبند کاپیتانی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی  ( این تیم ملی رانمی توان بنام ایران شناخت )  باخبرانلاین گفتگو می کند ، به درستی نشان میدهد که لیاقت عنوان کاپیتان دروغکو ها دارد !




او می گوید: روزهایی که پدرش اورا روی دوش می گذاشته و برای تشویق پرسپولیس به استادیوم امجدیه می برده است. پدریکه البته اگرچه فوتبالش را در شاهین بازی کرده اما خودش یک استقلالی قدیمی است.!!!

یاد حرفهای مهدوی کیا در برنامه نود که می گفت : پدرش یک پرسپولیسی است و در زمان قبل از انقلاب هم در لیگ تخت جمشید برای تماشای بازیهایاین تیم به شهرستانها می رفت  و حالا هم پسرش با افتخار از پرسپولیسی بودن خودش و تعصب به این تیم سخن می گوید که باعث افتخار هم است !

جواد نکونام وقتی هم که از اسپانیا با سن بالای 36سال به دنبال پول به ایران برگشت و پیراهن استقلال را بر تن کرد گفت : که فقط بهخاطر پیراهن استقلال آمده ام و تازه پدرم میگفت : امسال نیا !
توجه داشته باشید ، پدری که یک استقلالی قدیمی است!!! و معلوم هم نیست  با این سن اگر امسال نمیآمد ، پس کی می خواست بیاید !
شاید پدرش فکر کرده او بیست و دو ساله است ! بازیکنی  که یک بار هم در گذشته پیراهن این تیم را بر تن نکرده و فقط به خاطر پول آمده !!!
دراوایل  كاپيتاني جواد نكونام در استقلال سئوال برانگيز بود و همچنان هم  هست ، چون  بازیکنی که قبلا یک دقیقه هم برای این تیم بازی نکرده !

 البته فراموش نکنید که محمد تقوی کارشناس بی بی سی فارسی و مشاور حاج فتح الله زاده وقلعه نوعی درآن  زمان گفت که به نظر من  برای ا حترام به بازیکن بزرگی چون نکونام  ، بایدتمامی بازیکنان استقلال  کاپیتانی را تقدیم او کنند ! ببینید شالارتانی تا کجاست !

 البته نکونام وقتی کاپیتان تیم ملی هم  شد  مسئله غافلگیر کننده ای  بود و كمتركسي او را شايسته‌تر از علي كريمي مي‌دانست ! در حال حاضر هم تمام مسائل رحمتی و جدایی اش از تیم ملی زیر سر همین  جواد نکونام است که بطور حتم بعد ار بازیهای تیم ملی در مرحله مقدمانی جام جهانی مشخص خواهد شد!!!

در استقلال این بازی مافیایی قلعه نوعی  بود که حالا مشخص میکند بعد از شکست از الهلال، این تیم آتش زیر خاکستر است !

 نکونام بعد از تعویض هم ناراحت میشه  استادیوم را ده دقیقه  قبل از پایان بازی  ترک می کند ! و از طرفی هم  مجتبی جباری میگه   در این تیم ما خیلی ها بیشتر از فرهادمجیدی زحمت کشیدند ! و......

فوتبال ایران مثل همه چیز دیگر گرفتار شارلاتانیسم شده است و تا زمان سرنگونی اینرژیم دروغ و فریبکار ، هرگز نمی توان به آبرو و احترام و اعتبار دست پیدا کرد.

شاهکارهای یک شارلاتان!


شاهکارهای  یک شارلاتان !
بارها در طول ماه های گذشته به خود گفته ام که صد رحمت به حقه بازهای داخل ایران و براستی در خارج از کشور چیزهایی را می بینیم و حرفهایی را می شنویم که شالارتان تر از اینها نمی توان پیدا کرد !



این شارلاتان های خارج نشین و سر در آخورجمهوری اسلامی به خوبی یکدیگر را پیدا کرده اند تا یادمان نرود  :کند هم جنس با هم جنس پرواز.....
آخرین شاهکارهای یک شارلاتان به ظاهر خارج نشین را از زبان امیر هاشمی مقدم در گفتگو با خبرانلاین خواندم که چند خطی از آن را برای شناسایی این حقیرکه روی قبله آخوندها خوابیده  می آورم :
·      یک تیم دسته اولی سوئد پیشنهاد داشتم که آن را نپذیرفتم. همچنین از سوی فدراسیون فوتبال عمان هم قراردادی 4 ساله به من پیشنهاد شد که تمام سیستم آکادمیک آنها را زیر نظر بگیرم که آن را هم قبول نکردم. برای مربیگری در تیم های آکادمیک باشگاه های اماراتی هم پیشنهاد داشتم که به آن هم جواد منفی دادم. همچنین از کشور استرالیا هم پیشنهاد داشتم که هیچ کدام از آنها برای من جالب توجه نبود. اگر قرار باشد که از هلند خارج شوم ترجیح می دهم که به کشور خودم بازگردم. به هر حال ایران برای من در اولویت است!!!


·      در ایران اگر فوتبال را کنار بگذاریم، سایر ورزش های ما در سطح جهانی حرف های زیادی برای گفتن دارد!!!
·      زمانی تیم ملی جوانان ما به راحتی مقابل تیمی مثل تایلند پیروز می شد اما حالا تیم اول ما هم برای بازی با آنها ترس دارد. این بدان معنا نیست که ما افت کرده ایم، بلکه کشور های دیگر پیشرفت کرده اند!!!
·      ببینید من از حرفه ای شدن فوتبال ایران خوشحال شدم اما از طرفی تاسف می خورم که این اتفاق تنها در مورد بحث های مالی عملی شد!!!
·      متاسفانه فوتبال ایران سوار یک ماشین BMW شده و دنده عقب می رود!!!
·      من بعد از 13 سال مربیگری در کشور هلند دو، سه ماه گذشته به ایران آمدم و حدود یک ساعت تیم نوجوانان راه آهن را تمرین دادم. شاید باورتان نشود اما این یک ساعت به اندازه 13 سال فعالیت در هلند به من چسبید. اگر 2، 3 بازیکن تیم نوجوانان راه آهن دست من باشند کاری می کنم که سه سال دیگر در آیندهوون هلند بازی کنند، این را روی کاغذ می نویسم و امضا می کنم!!!

لازم به اشاره است که از چندی پیش هاشمی مقدم با تراشیدن  دلال ها و واسطه ها در بی بی سی فارسی دیده می شود  ، تا در کنار محمد تقوی ویکی دو نفر دیگر......جمع  شارلاتان ها تکمیل شود!
شارلاتان هایی که در ایران کاملا شناخته شده اند و  هم تیمی های آنان  به یاد می آورند که امثال تقوی و هاشمی مقدم و.... برای حضور  در زمین بازی از هر خوش خدمتی و پاچه خواری دریغ نداشتند وبرای چاپ یک عکس سه در چهار خود در رسانه های ورزشی از هر گونه خواهش و التماس و تمنا کوتاهی نمی کردند ودر هر فرصت با زبان بی زبانی متوسل به دادن هدیه و  بهتره بگویم رشوه هم بودند!!!
http://khabaronline.ir/detail/283018/sport/iran-soccer#Scene_1

۱۳۹۲ فروردین ۳, شنبه

نقش آکادمی گوگوش در جااندازی!


شبکه من و تو وآکادمی گوگوش یک جریان کاملا سیاسی برای آینده ایران است و باید خیلی هوشیار باشید. اینها می خواهند از طریق مسائل فرهنگی جمهوری اسلامی را نگه دارند و جااندازی کنند ! نه براندازی!
حافظ بزرگ هفتصد و پنجاه سال پیش گفت: چون نیک بنگری ، همه تزویر می کنند ...روح حافظ بزرگ شاد....انگاری او هنوز زنده است . در میان ماست !!!
برای همین هم بعد از برنامه آکادمی نوشتم :
برنده آکادمی موسیقی گوگوش < جمهوری اسلامی >
با بازيهايي كه در آخرين پرده آكادمي گوگوش به نمايش درآمد ،بيش از پيش دریافتیم كه شبكه من و تو داراي چه برنامهً هايي جهت جا اندازي و نگهداري جمهوري اسلامي هست !!!
يك نكته كليدي از زبان قهرمان آخرين پرده بيرون آمد كه گوياي همه چيز بود ! قهرمان با حجاب اسلامي اين بازي پس از اعلام قهرمانيش به مجري پشت پرده آکادمی موسیقی گوگوش گفت :ديديم كه با وجود همه محدوديت ها چگونه مي توان به موفقعیت رسيد !!!
كليد همه بازيها در همين اظهار نظر نهفته است ! اين بازيگران ناشي و عقب مانده مي خواهند به نسلي كه سالهاست در پي براندازي تمام محدوديت هاي غير انساني از سوي جمهوري اسلامي ( حجاب و ...) است ،. بگويند كه با قبول اين محدوديت ها هم براي دستيابي به موفقعیت با مشكلي روبرو نخواهيد بود !
 اين همان جااندازي به جاي براندازي است . به اين بدبخت كه تن به محدوديت هاي غير انساني داده و حتما و لطفا آن را سدی براي رسيدن به حق و حقوق انساني نمي داند ، بايد گفت كه هر كس اين محدوديت را بپذيرد ، بدون شك در كنار بوجود آورند گان محدويت ها ايستاده است !!! حرف آخر اينكه در آخرين شب نمايش چندشین آور آكادمي گوگوش ،. تماشاگر حركات و گفتاري بوديم كه حقيقت و واقعيتً هاي به روي فيس بوك از طرف جوانان بيدار و آگاه داخل ايران را به اثبات رساند تا از اين هوشياري بچه هاي ايراني باز هم به فرداي روشن اميدوار باشيم